مافیای پنهان

سالهاست شکل گرفته ،مافیای قدرتمندی است ،کارش تاراج احساسات شهروندان است، زنجیروار عمل می کند ، پول خوردش تراول است،درآمدش میلیونی ،هر روز هم فربه تر می شود چون به راحتی از کالبد جامعه تغذیه می کند،با مافیای قدرت و ثروت در ایتالیا و کلمبیا برابری می کند !! چوب حراج به آبروی خود زده که چنین قدرتمند شده، شاید نمی دانید که حتی زایش برخی نوزادان هم از همان ابتدا برای پیوستن به این مافیای پنهان است،پس حق دارد که مافیای بلامنازعه قدرت و ثروت در ایران باشد.باورنمی کنید؟به اطرافتان نگاه کنید ،چه می بینید؟به هر طرف نگاه می کنید تصویر صورتی سوخته،دستانی نیازمند،چشمانی کشیده و متورم با نگاهی خاموش و صدایی ناله گونه با لهجه ای غلیظ که گویای فرهنگی متفاوت است می بینید و می شنوید.این تصاویر در همه جای شهردیده و شنیده می شود.مطب ها،بیمارستانها،بازارها،خیابانها و پیاده روها و حتی جلوی درب منازل.

لحظه ای درنگ و تامل در این تصاویر گویای این واقعیت خواهد بود.

تکدی گری از ناهنجاریهای مهم اجتماعی است که به دلایل مختلف گریبانگیر جامعه می شود و با وجود صرف هزینه های هنگفت مادی و معنوی بار منفی و آثار زیانبار این پدیده جامعه را به شدت با چالش مواجه می کند.

امروزه تکدی گری بعنوان یک معضل ویژه اجتماعی تقریبا در تمام شهرهای کوچک و بزرگ کشور نمود عینی دارد که البته در شهرهای بزرگ و مراکز استانها به علت فعالیت گسترده ناهنجاری های زیادی را به جامعه تحمیل کرده است.متکیان افراد سودجویی هستند که با استفاده از عواطف مردم اقدام به تکدی گری می کنند که فعالیت آنها در شهرها نابسامانیهای مختلفی چون زشت شدن چهره شهرها،افزایش سرقتهای خیابانی،شیوع بیماریهای واگیردار،قاچاق مواد مخدر،گرایش به اعتیاد،بزهکاری و... را باعث می شود.زاهدان نیز به دلیل جمعیت زیاد و مرکزیت استان از این امر مستثنی نبوده و سالهاست که شاهد این پدیده زشت اجتماعی است.در شهر زاهدان گروههای مختلفی به صورت های مختلف اقدام به تکدی گری می کنند.در چند سال اخیر بخش مهم و قابل توجه فعالیت این مافیای پنهان را متکدیان پاکستانی برعهده گرفته اند.حضور متکدیان پاکستانی امروزه نه تنها معضل ویژه شهر زاهدان است بلکه بسیاری از شهرهای کشور با این پدیده مواجه اند و تاکنون راه حل مناسبی برای آن پیدا نکرده اند.

متکیان پاکستانی که اکثرا بصورت گروههای خانوادگی چند نفره و گروههای تیمی چند ده نفره وارد کشور می شوند به دلیل عدم ساز و کار مناسبی در کشور با پدیده تکدی گری به راحتی در کشور فعالیت می کنند.

امروزه آسیبهای اجتماعی حضور این متکدیان از جمله انتقال و انتشار انواع بیماریها ،بروز نابهنجاری در اجتماع و زشت نمودن چهره شهر توسط آنها بر همگان واضح است.گروههای متکدی پاکستانی در حاشیه شهر(بخصوص در خیابان پیربخش ) خانه های تیمی اجاره می کنند که بعد از فعالیت و گشت زنی های مستمر و طولانی جهت استراحت کوتاه مدت در شب به آنجا می روند.

بررسی های به عمل آمده از خانه های تیمی متکدیان پاکستانی از نهایت شرایط غیر بهداشتی آنها حکایت دارد که خود انتشار و انتقال امراض مختلف را سرعت می بخشد چنانکه در بعضی از این منازل تیمی که البته از منازل کهنه و فرسوده و زمینهای باز حاشیه شهر هستند بیش از 30 نفر در بدترین شرایط زندگی می کنند.متکدیان پاکستانی بعد از چند ماه فعالیت و در پی اتمام ویزای اقامتشان در کشور!!جهت انتقال پولهای جمع آوری شده که معمولا مبالغ هنگفتی است به کشورشان برمی گردند و پس از چند روز یا چند هفته دوباره با اخذ ویزا به کشور باز می گردند.

هم اکنون متکدیان پاکستانی در بسیاری از شهرهای کشور از جمله کرمان،قم،کرج،گرگان،گنبدکاووس،تهران،تبریز،یزد،بنرعباس و بسیاری دیگر از شهرهای بزرگ و کوچک بصورت گروهی فعالیت می کنند.

بخش دیگر فعالیت متکدیان در زاهدان مربوط به کودکان و متکدیان افاغنه است.مهاجرین افغانی که البته از نظر جا و مکان بعضا شرایط بهتری دارند بصورت های مختلف گروهی و فردی اقدام به تکدی گری می کنند.بعضی از افاغنه که در شهر فعالیت می کنند سالهاست که به این شغل پردرآمد مشغول هستند و هیچگاه خطری از طرف مدیریت شهری از منظر برخوردمشاهده نکرده اند.کودکان افغانی نیز همچون پاکستانی ها با ظاهری ژولیده و نامرتب در نقاط مختلف شهر پرسه می زنند و به تکدی گری مشغول هستند که البته گاهی از روش های گوناگون همجون پاک کردن شیشه اتومبیل ،دستفروشی،اسفند دود کردن ،فالگیری و دیگر روشهای مرسوم استفاده می کنند تا قالبی موجه تر به عمل خود بدهند.

در بسیاری موارد کودکان افغانی نیز تحت سرپرستی فرد یا افرادی به اجبار یا تطمیع و گاها فقط جهت در اختیار گذاشتن سرپناه و مقداری خوراک اقدام به تکدی گری می کنند.ازآنجاییکه سابقه فعالیتهای گروههای افاغنه در این مافیای پنهان بیشتر و طولانی تر از پاکستانی هاست در این زمینه تجربه بیشتری دارند و از بعضی از طرحهای به ظاهر ساماندهی متکدیان و بعضی برخوردهای موردی توسط مدیریت شهری و نیروی انتظامی هراسی به خود راه نداده و همچنان به فعالیت مشغول هستند.

بخش دیگر از فعالیتهای این قشر را افراد بومی تشکیل می دهند.فقر ،بیکاری،اعتیاد در خانواده ها،محرومیت از نعمت تحصیل،عدم ساماندهی ناتوانها و معلولان،نبود برنامه های فرهنگی،تربیتی در اوقات فراغت کودکان(تعطیلات تابستانی) و در نهایت درآمد زیاد تکدی گری از جمله مواردی هستند که باعث حضور افراد بومی در این حرفه می شوند.البته در این قشر فعالیت هموطنان از دیگر شهرها و استانها نیز کاملا مشهود است.بسیاری از هموطنان بصورت گروهی و فردی جهت تکدی گری به شهرهای مختلف مخصوصا مراکز استانها می روند که این امر در زاهدان نیز بصورت های مختلفی وجود دارد.برخی از متکدیان در کشورمان در مناسبتهای خاصی که مربوط به شرایط فرهنگی و مذهبی  خاص هرمنطقه است شروع به فعالیت می کنند که در زاهدان بیشتر در ماه رمضان ،اعیاد و محرم شاهد حضور متکدیان هستیم.در ماه مبارک رمضان متکدیان  پاکستانی نیز به شدت افزایش می یابند و گروههای تکدی گری از سایر نقاط کشور هم به زاهدان می آیند تا بر اساس فرهنگ مردم زاهدان مبنی بر پرداخت زکات اموال در ماه رمضان بیشترین سودجویی را از این مسئله داشته باشند که این امر باعث شده است بخش مهمی از زکات اموال شهروندان زاهدانی به دلیل ناآگاهی و بی توجهی آنان و عدم بررسی دقیق و شناخت فرد نیازمند و مستحق پرداخت زکات ،نصیب متکدیان حرفه ای که معمولا در این ماه با شگردهای خاصی و با هدف قرار دادن احساسات مردم اقدام به تکدی گری می کنند بشود.

از طرفی در سطح شهر برخی مکانها به دلیل برخورداری از شرایط خاص قرارگیری در سر چهارراهها،پیاده روهای پررفت و آمد،جلوی درب ساختمانهای پزشکان،رستورانها،بیمارستانهاو مساجد بزرگ شاهد فعالیت متکدیان بصورت جاگیری هستند که در  بعضی موارد می توان شاهد فعالیت چند ساله یک متکدی دریک مکان خاصی بود.

اما در باب مذمت این معضل بزرگ اجتماعی سخنها بسیار گفته و مطالب نوشته شده است و از طرف مدیران شهری در بحث مقابله با سودجویی،تاراج احساسات مردم،انتشار و انتقال انواع بیماریها،جلوگیری از بروز ناهنجاریها از طریق متکدیان و پیامدهای منفی دیگر تکدی گری در جامعه چون گسترش اعتیاد،سوء استفاده از کودکان،سرقتها،گسترش بزهکاریها و بسیاری دیگر از مشکلات اجتماعی نیز طرحهایی ارائه شده و قانون ها به تصویب رسیده و آیین نامه ها مدون شده است اما همه اینها در حد شعارهای جنجالی ولی سطحی باقی مانده و جامعه از آن بهره ای نبرده است.

گاهی قانونی برای چند روز اجرا شده و آیین نامه ای جهت ساماندهی به نهادهای مربوطه ابلاغ گردیده و روزی هم طرحی ضربتی(از نوع دو سه روزه و کم اثر)اجرا شده است و گاهی هم شروع به جمع آوری متکدیان از سطح شهر نموده ایم که هر متکدی در چند دوره شاید ده بار جمع آوری شده است! و مسئولان فقط دور باطل زده اند و بس چرا که معنای واقعی ساماندهی متکدیان حذف آنان از چرخه گدایی است نه جمع آوری و رهایی دوباره با گرفتن یک تعهدنامه!

روزی از مصوبه ای شنیده ایم که در آن مجتمع اردوگاهی جهت ساماندهی متکدیان تعریف شده است و گاهی هم از اصلاح ساختار و ایجاد هماهنگی در فعالیت دستگاههای اجرایی و ارتقاء کارایی و بهبود روش های مربوط به مبارزه با تکدی گری سخن شنیده ایم و در نهایت نتیجه این شده است که سالهاست این مافیای پنهان فعالیت می کند و هرروز هم فربه تر می شود و بیشتر و راحتتر بخش اعظم ناهنجاریهای زندگی شهری را بر عهده می گیرد.

در بسیاری از موارد انگشت اتهام تنها بطرف شهرداری می رود و مقصر اصلی جهت عدم ساماندهی و جمع آوری متکدیان شهرداری قلمداد می شود اما جدای از کاستی ها و کمبودها در عملکرد شهرداری زاهدان باید این باور را غلط ارزیابی کرد چراکه بر اساس مصوبه شورای عالی اداری در سال 78یازده نهاد برای ساماندهی متکدیان موظف گردیده اند که شناسایی،جمع آوری و ساماندهی اولیه بر عهده شهرداری هاست و نهادهایی چون فرمانداری ،نیروی انتظامی ،بهزیستی ،صدا و سیما ،کمیته امداد امام ،دادگستری و وزارت کار و امور اجتماعی وظیفه نگهداری ،ایجاد اشتغال ،گروه بندی ،پوشش های حمایتی و بطورکلی ایجاد شرایط و زمینه لازم برای بازگشت به زندگی عادی در اجتماع را در مورد متکدیان بر عهده دارند.

ولی چنانچه در بسیاری از شهرهای دیگر کشورمان نیز شاهد آن هستیم این ادارات و ارگانها هرگز باهم هماهنگ عمل نکردند و هیچکدام قبول مسئولیت ننمودند و هرکدام انگشت اتهام را بسوی دیگری نشانه گرفته که متولی اصلی آن است و نتیجه آن شد که طرح های موردی جمع آوری هم با شکست مواجه شد و همان دور باطلی که عرض کردیم شکل گرفت و سالهاست که ادامه دارد.

نهادهای ذیربط در زاهدان اگر به این مسئله توجه کنند که اگراز پاسکاری متکدیان میان یکدیگر دست بردارند و چند صدایی از میان ادارات مربوطه برداشته شود شاید بتوانیم قدمهای مثبتی در امر ساماندهی متکدیان برداریم.از جمله موارد مهم دیگری که باید به آن توجه شود اینست که مافیای گدایی بسیار منسجم تر از مسئولین عمل می کند و هرکجای کار باشد چند قدمی جلوتر از آنها است. بی شک ناکامی مسئولان در زمینه ساماندهی متکدیان به نوع نگاه آنان ربط دارد چرا که برخوردهای بازدارنده نهادها عمدتا فردی و محدود به خیابانهاست در حالیکه اصل تشکیلات تکدی گری بصورت شبکه ای فعال هستند و بعد از سوخت هرمهره ،مهره جدید را جایگزین می کنند.مسئله دیگر اینست که باید به این قضیه از دیدگاه علمی جهت ریشه کنی یا مهار آن نگاه شود تا شاهد آثار زیانبار گسترش تکدی گری از جمله سوء استفاده از زنان و دختران،کودکان،توزیع مواد مخدر و سرقت توسط این چرخه ضد ارزش نباشیم.و در نهایت اینکه متولیان باید نسبت به فرهنگ سازی جهت آشنایی و شناخت شهروندان از مسئله حساب ویژه ای باز کنند که نقش صدا و سیما ،مطبوعات ،اداره فرهنگ و ارشاد و دیگر نهادهای ذیربط در این مسئله حیاتی و مهم است.

با این وجود نباید نا امید شد شاید روزی شاهد بودیم که شهرداری متکدیان را جمع آوری کرد و فرمانداری مجتمع اردوگاهی که از آن نام بردیم را ساماندهی و راه اندازی کرد ،شاید روزی متکدیان جمع آوری شده در مجتمع اردوگاهی گروه بندی شدند تا پوشش های حمایتی هر ارگان بر اساس وظایفش در مورد آنان اجرا شود ،شاید کمیته امداد پوشش های حمایتی خودش را برای افراد نیازمند به مرحله اجرا گذاشت و شاید اداره کار و امور اجتماعی پا به عرصه گذاشت و از میان آنان افراد مستعد و دارای توان کار را ساماندهی کرد ،امید داشته باشیم که شاید بهزیستی نسبت به تحت پوشش قرار دادن و ساماندهی متکدیان معلول و ناتوان قدمی بردارد و ممکن است روزی ببینیم ......

اما تمام قضیه این نیست و اگر همه تقصیرات را به گردن مسئولین بیندازیم نهایت بی انصافی است چرا که این شهروندان هستند که به راحتی تیر نامیمون و نامبارک ترکش گدایان حرفه ای و شیاد به راحتی بر قلبشان می نشیند و باعث فوران احساسات عاطفی آنان می شود و ناخواسته باعث گسترش تکدی گری و رشد این غده سرطانی مهلک و از بین برنده آسایش و آرامش جامعه می شوند.

شهروندان باید بدانند یک فرد نیازمند الزاما یک انسان مندرس پوش با جسمی معلول و قیافه ای معصوم نیست.در حال حاضر هزاران فرد نیازمند در جامعه وجود دارد که بعضا با حمایت های نهادهایی چون بهزیستی و کمیته امداد و موسسات خیریه شناسنامه دار در دانشگاهها تحصیل می کنند و با وجود معلولیت و بی سرپرستی و نیازمندی نقش مهمی در آبادانی ایران اسلامی ایفا می کنند.

باید پذیرفت تا زمانی که شهروندان ترجیح می دهند بجای عملکرد مبتنی بر منطق احساسی عمل  کنند کماکان شاهد شکست طرح های ضربتی جهت جمع آوری متکدیان خواهیم بود.شهروندان زاهدانی بدانند تا زمانی که نسبت به شناخت واقعی معلولان،تهیدستان،یتیمان،بیوه زنان و افراد نیازمند جامعه تلاش نکنند و سعی نکنند تا از طریق نهادهای خیریه ،ائمه مساجد و پرس و جو از افراد معتمد و آگاه نیازمندان واقعی جامعه را بشناسند  کمک آنها چه پرداخت زکات اموال باشد و چه صدقه و سخاوت هیچ نفع دنیوی و اخروی برای آنان ندارد بلکه آنان ناخواسته باعث شده اند در حالیکه نیازمندان واقعی در کنج خانه ها دستان پرمهر شهروندان را در انتظار هستند گروهی شیاد در لوای نیازمندی احساسات پاک آنان را به تاراج ببرند و ضمن مال اندوزی فراوان کودکان و شهروندان ضعیف را به استخدام در آورند و با مجبور کردن آنها به گدایی هرروز ثروت هنگفتی به جیب بزنند و در نهایت از آن برای ترویج فساد ،فحشاء،بزهکاری ،سرقت و بسیاری دیگر از نابسامانیهای اجتماعی کار گیرند.

امید است روزی شاهدسازوکار مناسبی برای ریشه کنی این پدیده زشت اجتماعی باشیم.

حمیدمیربزرگ

کارشناس برنامه ریزی شهری